![]() |
![]() |
|
| من و تنهایی |
|
همرنگ جماعت بودن در ضمیر من نیست. همواره برای خودم می زیم و بی تفاوت نسبت به هر واکنش بیرونی عمل میکنم. باید بتوانی شیوه های چرکینی را که به تو خورانده اند، بالا بیاوری؛ باید فراموش کنی. کم کم دارم یقین پیدا می کنم که بین یک مشت ملعون زندگی می کنیم؛ موجوداتی فاقد ارزش که هیچ قدرت تأمل و تعقلی در آنان دیده نمی شود؛ ما را احاطه کرده اند. جانورانی که هیچ تلاشی برای آگاهی نسبت به خویش و دستیابی به واقعیت از خود نشان نمی دهند. اینان حتی قدرت شناخت خویشتن را هم ندارند. خود را به فراموشی سپرده و به همسایه می پردازند. "شخص" برای آنان فقط در قالب گله معنا و مفهوم پیدا می یابد. بیزارم از این تبار شرم آور |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 23:11 توسط نوشی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 |
|
RSS
|