به کدامین جرم باید سوخت؟
در منجلاب کدام گناه اسیر شدم که چنین خوار دست و پا می زنم و فروتر
می روم؟!
فریادها در گلویم مُردند و هیچ کس نخواست بشنود...
چه کسی خواهد گفت، جواب نادانسته هایم را با کدام زبان می گویی که
دل شکسته ام فرونپاشد؟ می دانی برای شکستن جایی نمانده پس بیا تا
با هم تبر بزنیم و ریشه را از بنیادش نیست کنیم...
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 1:40 توسط جزیره
|


