![]() |
![]() |
|
| من و تنهایی |
|
به نظر می رسد که هیچ کس بیش از این نگران نباشد
هیچ کس واقعا اهمیتی نداد که به کجا رفتم هیچ کس دردهایی را که درونم دارم و هر لحظه از درون مرا می فشارند احساس نمی کند پیش از این هم گفته ام چرخهای زندگی شما بدون من هم خواهد چرخید برای همیشه از میان شما خواهم رفت ای خود من ! خواهش می کنم ترکم نکن وگرنه نابود خواهم شد ترس کنارم به کمین نشسته خوب آگاهم اگر تو را از دست دهم از بین خواهم رفت می دانم که آنجا هیچ کس در این هزار تو در کنارم نخواهد بود دردهای گذشته را در درون به خاطر می آورم این خاطره لعنتی مرا وادار به حمله می کند. تلاش بی نهایت... |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 0:14 توسط نوشی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 |
|
RSS
|